X
تبلیغات
میرزا محمد عبدالقادر بیدل

میرزا محمد عبدالقادر بیدل

علمی، ادبی، پژوهشی و تحلیلی

 

به نام دادگر بی همتا

 جوانب هنری، صُوّر خیال، ابهام و زبان گفتار در شعر بیدل

 شعر، باید حاوی اندیشهء خلاق شاعر باشد، یعنی در محتوای شعر، باید پیامی و یا حکمتی نهفته باشد. شعر، هنری است از افزار معرفت که توسط آن انسان، به اسرار طبیعت و خودش ملتفت می شود. هرگاه غواصی شاعر در بحر بیکران معنویت و  نگرش وی به پدیده های طبیعت و اطراف وی، خالی از دست آورد باشد، معلوم است که شاعر فاقد اندیشه  است و لازم نیست که شعر بسراید. اما لااقل یک نگرش و بینش تازه که بتواند افکار ناب و حکمت کهن را خوب به نمایش بگذارد، نباید از تصور یک شاعر بدور باشد. اگر نیک بنگریم، همهء شاعران وصف همان عواطفی را کرده اند که از شروع تاریخ بشریت تا به امروز ادامه دارد، اما هر بار با نگرش تازه و نوین، زیرا هر شاعر به ویژهء خاص به جهان و هستی نگاه می کند. شاعر امروز، فاقد اندیشهء نو و یا بهتر بگویم از جهتی در آوردن مضمون و پیام نو می لنگد و این ناشی از بی خبری و عدم مطالعه است. مگر ما نمی دانیم که کدام عناصر سبب ماندگار بودن شعر می شود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:8  توسط سمیع رفیع   | 

قسمت دوم

تآملی برنبشته ی داکتر اسدالله حبیب پیرامون سبک ها

بازی با واژگان و یا تکرار

سنایی :

حسن اندر حسن اندر حسنم    ||  تو حسن خلق و حسن بنده حسن

...............................

علمی که ز ذوق شرع خالیست   ||  حالی سبب سیاه خالیست

..............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 20:32  توسط سمیع رفیع   | 

به نام خداوند حکیمی که کلام را آفرید

تأملی بر نبشته ی داکتر اسدالله حبیب زیر نام

« یاد داشتی درچندوچونی سبک های شعرفارسی و سبک هندی »

اسدالله حبیب:

"« مقوله ی سبک دوره که اندک شمار پژوهشگران، مکتب ( دربرگیرنده ی چندسبک) هم نامیده اند ازچگونگی درک ودریافت دگرگونه ی واقعیت توسط شاعران ونحوه ی تجلی آن درزبان شاعرانه دمیده است.»"

سمیع رفیع:

اگر علت پیدایش سبک را چگونگی درک و دریافت دگرگونه ی واقعیت توسط شاعران و نحوه ی تجلی آن در زبان شاعرانه بدانیم، آیا در این صورت مفهوم مکتب ادبی، و سبک و انواع ادبی به هم آمیخته نشده است؟ باید میان مکتب ادبی و انواع ادبی تحقیق دقیق و قانع کننده ی را ارائه دهیم.  مکتب ادبی، همانا روح حاکم و فلسفه ی جاری و جهان بینی و دستگاه فکری مروج است که در ذهن شاعران یک دوره اثر می گذارد و چگونگی درک و دریافت دگرگونه ی واقعیت ها را توسط شاعران در زبان شاعرانه تجلی می دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 20:25  توسط سمیع رفیع  

سخنی چند در مورد سبک هندی

 

یک گفتمان ادبی با جناب اکادمیسین داکتر اسدالله حبیب

 

درین اواخر، بحث های  پیرامون سبک های ادبی با دوستان فرهنگی داشتیم، پس از گفتگو های مکرر، هم وطنان فرهیخته و ادب دوست نیز این نکته را بی درنگ دریافتند که نام گذاری سبک ها جز یک تفکر زاید چیزی بیش نیست. شما با نبشته ی آخر تان در سایت فردا، بالای این سبک ها دوباره پافشاری نموده اید. اینک شما را به خوانش تبصره های چند صاحب نظر و به یک پرسش درین مورد دعوت می کنم.

در تاریخ ادبیات، هرگاه ادب دوران صفوی را پس از یک پژوهش دقیق مورد ارزیابی قرار دهیم، به وضاحت درمی یابیم که در این دوره، گسترده ترین فرهنگ ادبی پدید آمده است.

داکتر احمد تمیم داری، استاد مسلم زبان و ادبیات، در کتاب ارزشمند خود زیر نام « عرفان و ادب در عصر صفوی » که از جمله ی پژوهش های ناب به حساب می رود، به صراحت می نویسد:

اهمیت شعر و شاعران در دوران صفوی  « ص 98 »

در مورد سبک هندی:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 17:3  توسط سمیع رفیع   | 

قسمت چهارم:

به پاسخ جناب اکادمیسین داکتر اسدالله حبیب

به پیرایهء خــــویش هــریک نهـان  ــ  همه بی نشــــــان با وجود نشـــــان

نشد شعـــــــله هم محـرم ســــوختن  ــ  که هست از چه می چهره افروختن

دلش گفــــــت اظهــــــار و اخفا منم  ــ  می و نشـــــه و جــــام و صهبا منم

کنون کار آییــــــــــنه بالا گــــــرفت  ــ  که آن نازنین صــــورت مــــا گرفت

دراین نشـــــه دریا به طوفان رسید  ــ  که دور تجلی به انســـــــــان رسـید

همه عا لم هستی نشانی از اوست و در عین حال مُنزه است از همه عالم هستی. یکی شعلهء خام است و یکی شعلهء پخته، تا انسان توسط شعله کامل نیست نشود و محو نشود به حقیقت کُل نمی رسد. شعله باید انسان را کامل بسوزاند تا محرم اَسرار شود. ما کدام می را نوشیدیم که چهرهء ما افروخته شده، آیا این می مجازی است یا حقیقی؟

دل عارف میگوید که در ظاهر و اخفا منم و تمام چیز ها از راه دل بدست می آید، یعنی ظاهر و اخفا همین دلست.

آیینه که صافی و شفاف شد، یک حقیقت مطلق پیدا میشود و همه چیز در شفافیت یکی میشود. خداوند در وجود انسان کامل متجلی شده و دریا که هدف از انسان است ، طوفانی میشود و به اوج میرسد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 20:54  توسط سمیع رفیع   | 

قسمت سوم:

به پاسخ اکادمیسین داکتر اسدالله حبیب

اصل مقاله را در این جا با یادداشت ها و شرح خود می آورم تا همه به آن ملتفت شوند.

رنگ آبی: شرح بنده     ــ  رنگ قرمز : ابیات از دیوان بیدل     ـ  رنگ مشکی : از داکتر طلحه رضوی

وحدت وجود و شهُود در كلام بيدل (رح)       

از طلسم خاك طــــوفان سخن سحر است و بس  ــ  نيســـــت جز اعجاز هرجا ســـــرمهء دارد فغان

یک عنصریکه  از خاک ناچیز پرورده شده است و سرشتش خاکی است، اگر در این روح خدا نمی دمید بیشتر از خاکی که به عدم ختم میشود، نبود. وقتی سخن از یک جسم خاکی طوفان و سحر آفرینی میکند، این خودش یک اعجاز نیست؟ همین انسان است که از این موجود خاکی چنین اعجاز سر می زند و به اصطلاح همین مولانا و بیدل است که سخن را به اوج طوفان رسانیده اند، و همین عرفا هستند که به کنه اشیا راه پیدا میکنند و اول و آخر را به عین میبینند، این خودش یک معجزه است. سرمه به چشم کشیده میشود تا به چشم روشنی و زیبایی بیافریند، این اعجازیست که سرمه به چشم رسیده است و فغان دارد که به اصل پیوسته است چون سرمه و چشم لازم و ملزوم یکدیگرند، هرگاه انسان به خدا وصل میشود و از حقیقت آگاه میشود، آنوقت فغان سر میدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 20:53  توسط سمیع رفیع   | 

قسمت دوم:

پاسخ به جناب اکادمیسین داکتر اسدالله حبیب « به ادامه ی سبک هندی»

سنایی « سبک خراسانی ؟»
کار هر موری نباشد با سلیمان گفتگو
یار هر سگبان نباشد رازدار پادشاه
حافظ « عراقی ؟ »
نه هرکه تنگ ببندد کمر به خدمت شاه
رسوم خدمت و آیین چاکری داند
...........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 20:41  توسط سمیع رفیع   | 

هوالجمیل

نظری بر نبشته ی جناب داکتر اسدالله حبیب زیر عنوان

« واژه گزينی و واژه سازی درشعر و نثر بيدل » 

به چند موضوع در این مقال اشاره شده:

ــ نظری بر نبشته ی شان در مورد « واژه گزینی و واژه سازی بیدل» .

ــ  رد اتهامات نامیمون و حمله آور از سوی جناب اکادمیسین اسدالله حبیب، که هرگز توقع و انتظارش نمی رفت. آن هم از جانب کسی که ادعای اکادمیسین و بیدل شناسی دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 20:14  توسط سمیع رفیع   | 

بنام خداوند یکتا و بی همتا

« گریز از حقایق فرهنگی به سود ما نیست»

قسمت دوم 

شناسایی واژه گان ِ زبان دری

« دانش، دانش آموز، دبیر، دانشگاه، دانشکده، دانشجو، آموزش، آموزگار و بازرگان، واژه های زبان دریست.»  استفاده و کاربرد این واژه گان، برای هم وطنان عزیز ما مجاز است.

در این تازه گی ها، هم وطن ارجمندی از آسترلیا، ذریعه ی یک ایمل  از این حقیر پرسیده:

" « من از شما که مانند من مدافع زبان دری هستید می پرسم که آیا کار برد واژگان دانشگاه و دانشکده توسط دری زبانان چه عیب دارد و چه گناهی دارد؟

چرا در کشور دری زبانان واژگان دری به دار زده می شوند و بر آن ها بر چسپ حلال و حرام کوبیده می شود؟"»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 18:20  توسط سمیع رفیع  

ادامه ی شناسایی واژه گان زبان دری

کفش ، آن چه که بر پای پوشند، یعنی پاپوش، پیزار نیز گویند. واژه ی « بوت» در زبان عام، قابل استفاده است، اما لغت وارد آن در زبان دری که اهل سخن و قلم به آن تکلم می کنند، «کفش» است.

پینه های کفش ما دندان نما شد عیب نیست   ..   خنده دارد کفش ما بر هرزه گردی های ما    ..   بیدل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 17:29  توسط سمیع رفیع   | 

ایاک نعبدو و ایاک نستعین

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم  ..  جامه ی کس سیه و دلق خود از رق نکنیم

    رقم مغــــلطه بر دفتر دانش نزنیم   ..  ســــِر حق با ورق شـــــعبده مــلحق نکنیم     

«حافظ»

 

گریز از حقایق فرهنگی، به سود ما نیست

 بحثی، پیرامون حقایق فرهنگ، زبان، ادبیات و مشاهیر را در ( پانزده قسمت ) مطالعه کنید. در این نگرش شفاف، سعی شده آن چه بازتاب حقایق برای نسل جوان و آینده و روشنگری در فرهنگ است، بدون کم و کاست، صادقانه انعکاس یابد. مباحث این نگرش:

۱. حقیقت زبان و کاربرد درست آن، ۲. سرنوشت واژگان زبان دری از دید پیش کسوتان، در پنج قسمت،۷.  ضرورت شعر و شاعر در جامعه، ۸. اثر گذاری شعر خوب ۹.  انتظار نسل جوان  از پیش کسوتان ادبیات و فرهنگ، ۱۰. نویسندگان مجهول الهویت و مستعارنویس سرگردان در انترنت، ۱۱. فرهنگ در دست اطفال بازی گوش، ۱۲. صلاحیت بحث در شعر بزرگان، ۱۳. آداب نقدنویسی، ۱۴. جهانی شدن، یا تقلیدگرایی در فرهنگ؟ ۱۵. ابعاد فکری بیدل، از دید فلسفه و عرفان.

دوستان و اهل فرهنگ: نظریات عالمانه و آموزنده ی تان را در پانزده قسمت درج کنید، پس از نشر آخرین قسمت، این نبشته ها از طرف ناشری که همین اکنون چاپ آن را به عهده گرفته است، به حلیه ی طبع آراسته می گردد، تا نسل های آینده بر آن قضاوت کنند.

هم وطن عزیز، جناب صبور رحیل دولت شاهی، سلام،

بخش دوم نبشته ی تان را که با شتابزدگی و لحن نامناسب زبان نقد، نگاشته شده بود، خواندم. این بار، با شما روی یک نقد ادبی و از دید ادبیات بحث می کنم ، تا دوستان و اهل ادبیات، به پرداخته های مان قضاوت عادلانه مبذول داشته باشند. اسم این نبشته را « گریز از حقایق فرهنگی، به سود ما نیست» گذاشته ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 21:41  توسط سمیع رفیع   | 

 

چند نمونه از طرز تفکر و جهان بینی بیدل والاگهر

 

بخش اول

 

مقام انسان

 بیدل بزرگ، ما را متوجه اخلاقیات و سجایای نیک انسانی می سازد و تاکید می کند که ما نباید راه و رسم اخلاقیات و عملکرد آن را در زندگی خود نوع تحمیلی بدانیم و یا این که از بیرون بالای ما جبرأ وارد شده است، بلکه وی معتقد است که این دعوت در ازل از عالم ارواح برای ما معین شده و این کرامت از قدیم نصیب انسان شده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: « ولقد کرمنا بنی آدم » ما به بنی آدم کرامت بخشیدیم » و « ولقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» «همانا انسان را در نیکوترین ترکیب و تعدیل آفریدیم ».

سرت از بال کرمنا گرانی داشت ای منعم

که خود را احتیاج سایه ی بال هما کردی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 20:47  توسط سمیع رفیع   | 

 

نقد و بررسی کتاب شاعر آیینه ها

 

برگرفته شده، از کتاب « نقد و بررسی کتاب شاعر آیینه ها»

نویسنده و منتقد: عبدالسمیع رفیع صافی

نویسنده ی کتاب «شاعر آیینه ها» داکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

 

بیــــــدل افکار دقیق آیینه ی تحقیق نیست

ذره ها خورشید را در چشم روزن دیده اند

 اهل تفکر که به پیرایه ی خرّد و سرمایه ی دانش آراسته بُود، جز راست و صداقت نگوید، لیکن سخنی که در اثبات آن عمر را صرف باید کرد ناگفته اولیتر.

بیدل، از آن عارفانی است که آیینه ی دل را به صیقل حقیقت متجلی کرده، صورت اسرار غیب پیش دیده ی خاطرش چون صبح صادق می درخشید. صاحبان سخن و اهل کلام، چون به دیده ی اعتبار در کلام معجزه آسای وی نگرند و چهره ی حقایق کلام در آیینه ی تجارب عرفانی شان متجلی گردد، واضح است که با بررسی و ارزش گزاری کتاب «شاعر آیینه ها » فریبنده و فریفته نشوند، چه آنها جان کلام بیدل را تجربه کرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 2:55  توسط سمیع رفیع   |